ابو القاسم راز شيرازى

577

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

رتبهء تو در نزد پروردگارت چيزى ! و با آن ملك ، كليدهاى خزائن [ ارض ] بود » . و نيز از حضرت ابى عبد اللّه ص وارد است كه فرمود : « كسى كه تواضع كند ، آن است كه راضى شود به مجلس پائين مجلس را ، و سلام كند بر كسى كه ملاقات مىكند ، و ترك كند جدال و مراء را و اگرچه محقّ باشد ، و دوست ندارد محمدت و ثناء خود را بر تقوى » . و نيز از آن حضرت است كه فرمود : « حقّ تعالى وحى كرد به سوى « موسى » ع كه : اى « موسى » ! مىدانى چرا برگزيدم تو را به كلام خودم از ساير خلق خود ؟ عرض كرد : پروردگارا ! چرا ؟ وحى فرمود كه : يا « موسى » ! من پشت و رو كردم بندگان خود را و نيافتم در ايشان احدى را كه ذلّت دهد به نفس خود از براى من بيش از تو ، يا « موسى » ! هروقت نماز مىكنى ، مىگذارى صورت خود را بر خاك » . و نيز از آن حضرت است كه : « گذشت حضرت علىّ بن الحسين ص بر جذام و خوره‌دارندگان - در حالى كه سوار بود بر الاغ خود - و ايشان غذا مىخوردند ؛ پس دعوت كردند حضرت را به غذا ؛ فرمود : اگر روزه نبودم ، مىآمدم و مىخوردم . و چون رفت آن حضرت به منزل ، امر فرمود به آنكه طعامى ساختند و دعوت فرمود ايشان را در نزد خود و غذا خورد با ايشان » . و نيز از آن حضرت است كه فرمود : « تواضع ، آن است كه بنشيند مرد ، پائينتر از مرتبهء خود » . و نيز از آن حضرت است كه : « نظر فرمود به سوى مردى از اهل « مدينه » كه خريده بود از براى عيال خود چيزى را و حامل شده بود آن را . پس چون ديد حضرت را ، حيا كرد ؛ آن حضرت فرمود : خريده‌اى از براى عيالت و حمل كرده‌اى به سوى ايشان ، آگاه باش ! و اللّه اگر نبودند اهل « مدينه » ، هرآينه من دوست داشتم آنكه به جهت عيال خريد كنم و ببرم به سوى ايشان . و نيز از حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر ص مروىّ است آنكه : « حضرت « نوح » ع در كشتى بود به قدرى كه خدا خواست ؛ و كشتى ، مأمور بود از جانب حقّ تعالى ؛ و